تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم
103
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )
همچنين عالم بزرگوار ، حاج ميرزا جواد آقا تهرانى ( م : 1368 ق ) نيز كتابى به نام فلسفهء بشرى و اسلامى نگاشتند ، و در آن كتاب به ردّ فلسفهء مادّى پرداختند ، و همان متن را با توضيحاتى براى جمع بزرگى از طلّاب و فاضلان تدريس مىكردند . بارى ، علّامهء طباطبائى ، به عنوان استادى توانا ، به تدريس فلسفه و تقويت ذهنيّت فلسفى طلّاب و آماده سازى آنان براى هرگونه استدلال دست مىيازند . بعدها كه كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم انتشار يافت ، به خوبى روشن گشت كه علّامه طباطبائى خَلَئى را حس كردند و به جبران آن پرداختند . « 1 » واقعيّتى كه در مجموع زندگى علمى ، فكرى ، اسلامى و قرآنى علّامه طباطبائى بسيار جالب توجّه و در خور تأسّى و الگوگيرى مىباشد اين است كه ايشان با همهء تبحّر در فلسفه و توجّه به آن و به ضرورت حضور فلسفه در حوزهها ، خود يك مقلّد فلسفى - چنانكه ياد شد - نبودند ، بلكه يك ناقد و محقّق بودند و به طور اصولى ، در شعاع اصطلاحات و بحثهاى فلسفى محو نگشته ، و استقلال ديد و نظر را از دست نداده بودند . اينجانب در اين مقام قصد پرداختن به بحثى دراز دامن ندارم ، همين اندازه خواستم ذهن خوانندگان اين مقاله آماده شود ، تا پس از توجّه به مقام والاى ايشان در فلسفهء اسلامى ، تدريس ممتدّ فلسفه ، تأليف در فلسفه و تربيت فلسفه دانانى ارجمند و فاضل ، بنگرند كه علّامه از مصاديق موضوع « اجتهاد در فلسفه » بودهاند نه تقليد از فلسفه و فلاسفه ، در عين رعايت جانب بزرگان و پيشروان . در اين مقاله ، كه آن را با ياد علّامهء طباطبائى مىنويسم ، ده مطلب را به نظر خوانندگان مىرسانم ، كه هر يك در جاى خود ، اهميّتى خاص دارد ، و موضعگيرى مجتهدانه و به دور از تقليد در عقليّات را به خوبى نشان مىدهد : مطلب اوّل : سه راه معرفت و سعادت [ ظواهر دينى و بحث عقلى و تصفيه نفس ] علّامهء طباطبائى - رحمة اللَّه عليه - پس از بحثى مفصّل در تفسير الميزان ، دربارهء تاريخ تفكّر اسلامى و اختلاف طوايف مسلمين بر سر مسائل فكرى . . . سرانجام اينگونه نتيجهگيرى
--> ( 1 ) . علّامه طباطبائى خود نيز به موضوعى كه ياد شد اشاره كردهاند ، كتاب مهر تابان ملاحظه شود